صائن الدين على بن تركه
176
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
مستى حال خود ، سخنى چند بلند گفتهاند كه ظاهر آن كفر مىنمايد ، جماعتى از اهل بطالت كه از طبيعت حيوانى نگذشتهاند آن سخنان را دستآويز مىكنند و مىگويند همه چيز خداست - عياذا باللّه - و ملحد و زنديق مىشوند . مىپندارند اشعار و ابيات بزرگان مثل : شيخ احمد جام و مولاناى روم و عراقى و غيرهم اين معنى دارد و اظهار چنان مىكنند كه ايشان نيز اين مذهب داشتهاند . و جمعى از امرا و ملوك گمان مىبرند كه مگر راست ، چرا كه از فقها تكفير ايشان مىشنوند و از اين طايفه حركتهاى بد مىبينند ، هرآينه منكر مىشوند و حق به طرف ايشان است كه سخن مشايخ به غايت مشكل است و احوال « 1 » و افعال اين طايفه كه خود را به ايشان مىبندند به غايت قبيح و شنيع . عيب ما نيست گر نمىبينيم * گوهرى در ميان چندين خس پوشيده نيست كه اين سخنان مشايخ كسى فهم تواند كرد كه سالها به پايمردى علم و عمل پيروى سنت محمدى - صلوات اللّه و سلامه عليه - كرده باشد ، بعد از آن توفيق رهبر او شده به نظر كاملى كه مقامهاى اين راه رسيده باشد و دانسته ، بهرهور گرداند و سالها در خدمت او گذرانيده ، شايد كه « 2 » بعد از اينها همه چيزى از اين سخنان ، فهم كند و شايد كه نكند . پليدى چند كه ظاهر ايشان به معصيت آلوده باشد و باطن به انواع بغض و حسد و خبث آكنده و هرگز يك قدم از شهوت نفسانى نگذشته باشند ، كجا فهم آن توانند كرد . مردى بايد بلند همت مردى * زين تجربه ديدهء خرد پروردى كور از تجرد اندر اين عالم خاك * بر دامن همت ننشيند گردى و يك فساد ديگر آن است كه جمعى صورت اين بزرگان بر خود راست مىكنند و در گوشهاى مىنشينند و با ايشان جماعتى از اهل جربزه و محيلان دنياپرست ، اتفاق مىكنند و از او سخنان به امرا و اعيان دولت مىرسانند كه چندين رياضت كشيد چنين كرامات گفت و چون در مجالس متعدد از اشخاص مختلف
--> ( 1 ) - م 2 : و افعال و احوال . ( 2 ) - م 2 : شايد كه از اينها .